السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )
56
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )
بيشتر از يكى نمىتوان فرض كرد ؛ يعنى اصلا تصوّر دوّمى فرضى است محال نه اينكه از قبيل فرض شىء محال باشد كه نزد عقل ، فرض آن خود امكان دارد . اين معنا در سخنان على عليه السّلام بسيار تكرار شده و در فقرات متعدّدى يادآور شده است كه خدا واحد عددى نيست كه بتوان فرد دوّمى از جنس و سنخ خود او برايش تصوّر كرد و فرد دوّمى ولو در عالم ذهن و خيال براى خدا فرض نمود بلكه وحدت و يگانگى خدا طورى است كه اگر با او فرد دوّمى فرض كنيم ، همان اوّلى خواهد بود . ( دقّت شود ) . [ شرحى بر وحدانيت خدا ] توضيح اينكه : فرض وحدت و يگانگى خدا مستلزم اين است كه ما خدا را به هرتقدير و همراه هرپديدهاى ، موجود بدانيم ؛ يعنى اگر خدا را تنها فرض كنيم و همهء پديدهها را در مرحلهء وجود او ناديده بگيريم ، وجود حقتعالى ثابت است . نيز اگر هستى او را همراه وجود پديدهها تصوّر نماييم ، باز وجود حقتعالى ثابت و متحقّق است « 1 » ، پس نتيجه اينكه وجود خدا به هرتقدير و بر هرفرض ، ثابت و برقرار است ؛ بنابراين ، براى وجود خدا هيچگونه قيدوشرطى وجود ندارد و هستى مطلق از آن اوست و به هرتقدير و بر هرفرض ، موجود
--> ( 1 ) - در حالى كه موجودات ديگر غير از خدا اگر وجودشان را قطعنظر از وجود خدا در نظر بگيريم اصلا نمىتوانند موجود باشند ؛ چون وجودشان حدوثا و بقائا بستگى به وجود حقتعالى دارد .